آجيل و خشكبار ايراني؛ پيشتاز در كل جهان

  

در گفت‌وگو با جلیل تواضع پیشکسوت موفق در صنعت آجیل و خشکبار ایران تصريح شد:

 

خوشرویی، صداقت، خلوص و حسن اعتماد شاخص‌ترين خصلت‌هايي است که هر فردی در اولین برخورد با حاج آقا تواضع احساس می‌کند. جلیل تواضع، از پیشکسوتان صنعت آجیل و خشکبار در ایران است که اکنون نام و آوازه ایرانی را با «خشکبار تواضع اصل» در سراسر دنیا به شهرت رسانده است. کلمه به کلمه سخنانش دنیایی از تجربه است که می‌توان از او آموخت و آموخت. او مهم‌ترین عامل موفقیتش را همسر و خانواده‌اش می‌داند و معتقد است افراد باید کار را با توکل بر خدا شروع كنند و هرگز نخواهند که زود سرمایه‌دار شوند، بلکه سرشان را پایین انداخته و بگویند خدا کریم است و شروع به کار کنند. در اينصورت خدا هم به كسب و کار آنها برکت مي‌دهد.

جلیل تواضع از پیشکسوتان صنعت آجیل و خشکبار در ایران در گفت‌وگو با خبرنگار سایت ناتس نیوز (پایگاه خبری ـ تحلیلی صنعت خشکبار ایران) با خضوع و تواضعی ساده و صمیمی از تجربیاتش مي‌گويد كه مي‌خوانيد:

 

براي شروع از خودتان بگویید و اينكه چطور شد به عنوان یکی از پیشکسوتان صنعت آجیل و خشکبار شناخته شديد و برند تواضع با شهرتی جهاني، نام ایران و ایرانی را در سراسر دنیا مطرح کرده است.

این شغل به صورت ارثی از پدرم به ما رسیده است. ايشان حدود 135 سال قبل این نام را در تبریز گذاشت و شروع به كار کرد. پدرم تعریف می‌کرد 135 سال پیش خشكبار نبود، فقط برگه، سنجد، کشمش، نخود و ذرت بوداده بود. خدا رحمت کند پدرم را، مي‌گفت از 4 صبح تا ساعت 11 شب كار مي‌كرد. البته ما آن زمان نبودیم و بعداً وارد این شغل شدیم.

من 79 سال دارم و حدود 71 سال است که در عرصه آجيل و خشكبار مشغول به فعاليت هستم. زمانی که جنگ آلمان و روس تمام شد روس‌ها به آذربایجان آمدند. خاطرم هست در آن زمان همراه پدر به مغازه مي‌رفتم و كارم نگاه كردن به روس‌ها بود تا دزدی نکنند. از آن زمان من كارم را شروع کردم و خداوند را شكر مي‌كنم كه به کارم عشق و علاقه فراواني دارم و هنوز هم که هنوز است هر روز مثل پدرم صبح‌ها زود بر سر کارم حاضر مي‌شوم و به دلیل علاقه‌ای که دارم تا ساعت 9 شب کار می‌کنم. خداوند را نيز شكر مي‌كنم كخ کارگرهای خوبی دارم و معتقدم روزی آنها را خدا می‌دهد. از ما حرکت است و از او برکت.

  


در حال حاضر وضعیت آجیل و خشکبار کشور را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

وضعيت آجیل و خشكبار در كشور از وضعيت مطلوبي برخودار است و به اصطلاح مي‌گويند خاک ایران خشکبار را بار می‌آورد، اين در حالي است كه پسته و بادامی كه در آمریکا پرورش مي‌يابد شیمیایی است و مزه و طعم ندارد، اما خشکبار پرورش يافته در ایران اعم از پسته، بادام، گردو، بادام زمینی، نخود، تخمه و به طور كلي همه محصولات آن طبیعی است.

 

اين طبیعی بودن محصولات ایرانی بر گرفتن نبض بازار جهاني تأثیر داشته است؟

بله تأثیر زیادی داشته است. قطعاً كسي كه همزمان بادام ایرانی و بادام خارجی را مزه كند، اين تفاوت را احساس می‌کند و اين تفاوت از زمین تا آسمان است. در حال حاضر پسته موجود در بازار متعلق به شهرهاي رفسنجان و کرمان است، اما اكنون از مشهد تا ساوه هم پسته کاشته‌اند و صادرات پسته به مراتب بيشتر از گذشته شده و همچنان در دنيا پيشتاز است.

 

شما تاکنون در نمایشگاه‌های مختلفی شرکت کرده و موفقیت‌های بزرگی کسب کرده‌اید و در اولین نمایشگاه بین‌المللی خشکبار، آجیل و صنایع وابسته به عنوان فروشنده برتر هم انتخاب شدید. مهم‌ترین عامل کسب این موفقیت‌ها را در چه مي‌دانيد؟

معتقدم بايد در نمايشگاه‌هاي بين‌المللي بهترین و باكيفيت‌ترين محصولات عرضه شود، زيرا حضور در اين نمايشگاه‌ها بهترين فرصت براي كسب بازارهاي بين‌المللي و معرفي محصولات است. ما نيز در همين راستا با حضور در نمایشگاه‌های مختلف، تلاش کرده‌ایم بهترین محصولات را به معرض نمایشگاه بگذاریم و خداوند را شاكرم كه كارنامه موفقي در اين عرصه داشته‌ايم.

 

بنابراين معتقديد کیفیت محصولات نقش به‌سزایی در معرفی برند تواضع داشته است؟

قطعاً همينطور است. محصولاتی که در ایران پرورش مي‌يابد از کیفیت بالایی برخوردار است. به عنوان مثال، منطقه آذربایجان یک منطقه خوب و بزرگ برای تأمین خشکبار محسوب مي‌شود، یا کشمش سبز مشهد و یا پسته‌ای که در ایران به عمل می‌آید در هیچ جای دنیا از چنين كيفيتي برخوردار نيست. در عين حال تنوع محصولات ايراني بسيار بالاست. براي نمونه بايد عرض كنم ما در ايران چندين نوع پسته اعم از پسته اکبری، کله قوچی، احمد آقایی، فندقی، ممتاز و بسياري انواع پسته‌های دیگر داریم که اين تنوع محصولات باعث شده است بتوانيم در اين عرصه موفق عمل كنيم.


 

نظر جنابعالي در مورد اینکه گفته مي‌شود كشورهاي ديگر محصولات ما را به صورت عمده خریداری کرده و سپس با یک بسته‌بندی جذاب و با سود چندین برابر به سایر مناطق می‌فروشند چيست؟

مسلم است بسته‌بندی شيك و جذاب مخاطبان بيشتري خواهد داشت. عده‌اي پسته دهان بسته ایران را که مزه خوبی دارد، به خارج از كشور انتقال مي‌دهند و آن را مغز کرده یا دهانش را باز می‌کنند و در بسته‌بندي‌هاي بسيار جذاب در بازار عرضه مي‌كنند و از اين طريق توانسته‌اند بازار خوبي براي خود ايجاد كنند. از طرفی، موضوع ارز است؛ مثلاً در ایران اگر قیمت دلار 3100 تومان است، آنجا 1000 تومان است و اين بدان معناست كه با دلار 1000 تومانی، مي‌توانند 3000 تومان خرید کنند. هرچند خداوند را شاكريم كه با اين شرايط هم عقب نمانده‌ايم و همه جا پیشرو هستيم.

 

به نظر شما کسی که در این صنف کار می‌کند اگر بخواهد یک فروشنده موفق شود چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟

اتفاقاً همين دیروز به دو فروشنده خانم كه به تازگي مشغول كار شده بودند نگاه می‌کردم و می‌دیدم چقدر برخورد با مشتري مهم است و بايد هر كس قبل از ورود به هر عرصه‌اي آموزش‌هاي لازم را در اين خصوص ببيند. فروشندگی كار آساني نیست، فروشنده باید فکرش جمع باشد که مشتری، دلخواهش چیست و چه نوع جنسی را می‌طلبد. مشتری از بیرون که می‌آید با تمام محصولات ما آشنا نیست، در عين حال تنوع اجناس ما خیلی زياد است و مشتری هر چه بخواهد موجود داريم. بنابراین فروشنده باید قبل از هر چيز در ذهنش اين باشد که کلمه «نداریم» را به كار نبرد و اين يعني یک فروشنده خوب باید به مشتری بفروشد. وارد شدن در هر كاري نياز به مرور زمان دارد و قدر مسلم اينكه یک روزه اتفاق نمي‌افتد. من همیشه معتقد بوده‌ام فروشندگان باید آموزش‌هاي لازم را ببینند و یاد بگیرند که چطور با مشتری رفتار كنند و بدانند که دلخواه مشتری چیست تا بتوانند خواسته مورد نظرش را برآورده و جنسي را كه مي‌خواهد به او عرضه کنند.

 

بنابراين نظر شما این است که فروشنده باید محصول خودش و نوع مشتری را خیلی خوب بشناسد تا بتواند محصول مورد نظر را به او را عرضه کند؟

بله، کاملاً درست است. مثلاً یک مشتری هست که جنس مخصوصی می‌خواهد و مشتری دیگری هست که جنس معمولی   می‌خواهد. اگر فروشنده بداند که این مشتری توان خریدش چقدر است و چه جنسی می‌خواهد بهتر می‌تواند آن جنس را به او عرضه کند.

 

با توجه به اینکه سلیقه مردم نسبت به گذشته تغییراتی داشته، بفرماييد این تغییرات چطور بوده و چه تأثیری روی کار شما داشته است؟

به طور كلي شرايط نسبت به گذشته تغییرات زيادي داشته است و از اثراتش همین بس که قبلاً جنس ارزان‌تر بود. خاطرم هست زماني كه بچه بودم پسته کیلویی 9 قران و سنجد کیلویی یک قران بود، اين در حالي است كه اكنون پسته 50 تا 60 هزار تومان و سنجد هم 20 هزار تومان شده است. این تأثیر به مرور زمان به وجود آمده است.

از طرفي، ميزان درآمدها هم خيلي تغییر كرده است. آن زمان درآمدها زياد نبود و مشتری حتي استطاعت خرید سنجد یک قرانی هم نداشت، اما خداراشكر امروز مردم خشکبار می‌خرند، با این تفاوت که شناخت مردم از خواص آجیل و خشکبار بالاتر رفته و می‌دانند که خشکبار چقدر برای سلامتی‌شان ارزش و منفعت دارد و بنابراین برای آن پول خرج می‌کنند.

 

به اعتقاد شما وجود رقبا در بازار چقدر می‌تواند روی موفقیت یا عدم موفقیت فعالان این صنعت تأثیرگذار باشد؟

قطعاً اگر رقابتي وجود نداشته باشد، پيشرفتي هم حاصل نمي‌‌شود. در حال حاضر تمامي شرکت‌ها، کارخانه‌ها و فروشگاه‌هاي فعال در عرصه آجيل و خشكبار رقابت تنگاتنگي با يكديگر دارند. امروزه وقتي برندي محصول جديدي توليد مي‌كند، فردا كسي محصول بهتر از آن را وارد بازار مي‌كند، چه بسا با یک قیمت مناسب‌تر. درمجموع اگر رقابت نباشد، البته رقابت سالم، کار به آن صورتی که باید، پيش نمی‌رود. رقابت باید خدایی باشد و اينگونه نباشد كه برای كسب درآمد بيشتر، لطمه‌اي به ديگران وارد شود.

خوشبختانه امروز خشکبار ما به جايگاهي دست پيدا كرده است كه هم در عرصه داخلي و هم در عرصه خارجي مشتريان زيادي دارد و محصولات ايران به همه جاي دنيا صادر مي‌شود. بنابراین فضای کار برای همه هست و رقابت سالم می‌تواند به پیشرفت این صنعت کمک کند.

 

در حال حاضر وضعیت عرضه محصولات خشکباری را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

خوشبختانه چند سالی است که به دليل ايجاد رقابت در اين عرصه، بسته‌بندی محصولات خشکباری در كشور به صورت حرفه‌اي انجام مي‌شود و هر کارخانه‌ای سعی می‌کند بسته‌های بهتری را نسبت به دیگری روانه بازار كند. به عنوان مثال بسته‌بندی‌های ما اكنون در کیسه‌های ظریف و زيبا یا جعبه‌های مخملی و سایر جعبه‌ها که هر کدام طرح و نقش جذابی دارند، عرضه مي‌شوند. درمجموع همانطور كه گفتم نحوه عرضه محصولات به ویژه بسته‌بندی طي سال‌هاي اخير پيشرفت چشمگيري داشته و قابل رقابت با محصولات مشابه خارجي محسوب مي‌شود.

 

نظر شما در مورد نحوه برخورد با مشکلاتی که در این حوزه ممکن است با آن روبه‌رو شويد، چیست؟

معتقدم مطالعه و استفاده از تجربيات دیگران در مواجهه با مشکلات مي‌تواند بسيار مؤثر باشد. اينكه بگوييم من خودم همه چيز را مي‌دانم صحيح نيست و همفكري و تعامل با ديگران فعالان اين عرصه مي‌تواند به كاهش مشكلات اين حوزه و يافتن راه‌حل‌هاي مناسب براي آن كمك كند. من در تعامل با ديگران مي‌توانم متوجه شوم که آیا دانسته‌هاي من بهتر است یا دیگری، اگر دانسته‌های دیگری از من بهتر بود پس از مشورت آنها استفاده كنم و اين چيزي است كه من همیشه آن را برای خودم در نظر دارم.

 

در پایان به عنوان یکی از پیشکسوتان موفق، به جوانانی که قصد دارند به تازگي وارد بازار كار شوند و حتی بسیاری از آنان فارغ‌التحصیلان دانشگاهی هستند، براي موفقيت در عرصه كاري خود چه توصيه‌اي داريد؟ 

چند وقت پیش به دعوت دوستان در دانشگاه شهید بهشتی سخنرانی داشتم که چنین سؤالی از من پرسیده شد. دعا مي‌كنم که خداوند همه جوانان اين مرز و بوم و آنهايي که به تازگي فارغ‌التحصیل می‌شوند را حفظ و ياري کند. موفقيت در كسب و كار نياز به گذشت زمان دارد و نبايد انتظار داشت یک شبه به جايي رسيد و صاحب یک سرمایه بزرگ شد. انسان باید کار را به مرور زمان و صحیح و سالم و درست انجام دهد تا مقدمات انجام كارهاي بزرگ و موفقيت در آن فراهم شود. کار اگر سالم نباشد و براي رضاي خدا انجام نشود، برکت پیدا نمی‌کند. به طوری که اگر فرضاً کسی یک کیلو پسته از او خرید و کیفیتش خوب بود، چند نفر دیگر را هم معرفی کند.

بنابراين توصيه مي‌كنم در هر صنفي كه وارد مي‌شوند، كارشان را خدایی شروع کنند و توجهشان را روی سالم بودن کار بگذارند؛ یعنی جنسشان را با چیزهای دیگر مخلوط نکنند تا زود موفق شوند. فرد اگر می‌خواهد در كار خود موفق شود در وهله نخست بايد نیتش را بر این بگذارد که «می‌خواهم کارم را خوب انجام دهم»، در اين صورت است كه زود و سالم به نتیجه می‌رسد.

در عين حال افراد باید کار را با توکل بر خدا شروع کرده و هرگز نخواهند که زود سرمایه‌دار بزرگ شوند، بلکه سرشان را پایین انداخته و بگویند خدا کریم است و شروع کنند به کار کردن، در نتیجه خدا هم به کار آنها برکت داده و قطعاً موفق موفق خواهند شد.

 

 

تهیه و تنظیم: زینب بیرانوند، خبرنگار سایت ناتس نیوز (پایگاه خبری ـ تحلیلی صنعت خشکبار ایران)