گردوي طلانشان

گردوي طلانشان

مدت ها بود كه عيال مي گفت گردوي خانه تمام شده اما هربار به بهانه اي از زير بار خريدش فرار مي كردم تا اين كه بالاخره گير افتادم ! بعد از كلي پرس و جو ، ارزان ترين گردو فروشي اطرافمان را پيدا كردم و براي خريد گردوي كيلويي 50 هزار توماني دل را به دريا زدم . . . بعد از خريد تارسيدن به خانه در اين فكر بودم حالا اين گردو را خالي بخوريم يا باپنير ؟ داخل اشكنه و آبدوغ خيار بريزم يا فسنجان ؟ يا بريزم قاطي آجيل و بگذارم جلوي مهمان يا ظرفش را جلو ي مهمان بگذاريم و پز دهيم ؟ يل شب ها براي افزايش سوي چشم بمالم به چشم هايمو يا به عنوان كرم صبح ها كه از خواب بيدار شدم و ازديدن چروك هاي داخل آينه خسته شدم ، به صورتم بمالم ؟ ياببرم و در بانك حساب پس انداز گردالي باز كنم يا تاكسيدرمي كنم و به موزه اهداكنم ؟ واقعا در اين دوره زمانه پولدار بودن و خرج كردن هم مصيبت است .